الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

128

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

رؤيتُه ، و يزيد فى العلم منطقه ، و يرغّب فى الآخرة عملُه ، ما قام أحد من مجلسه إلّا بخير مستفاد جديد و شوق إلى الصّواب و خوف من الوعيد ، لم يتعيّش قطُّ بلا ضيف ، و لم يُرى عنه أذىً على أحد و لا حيف ، لايختار من الأعمال المندوبة إلّا أتعبَها ، و لايأخذ من السّنن إلّا أحسنها ، أفعاله منطبقة على كلامه ، و كلامه منحصر على ما خرج عن إمامه . » مصاحبت كردم با او سال‌هايى در مسافرت و شهر و شب و روز و سختى و راحتى ، براى او لغزشى را در كار مكروه و امر بدون رجحان نيافتم و كسى را همسان و نظير او حتى يك صفت از صفاتى كه اميرالمؤمنين - عليه السّلام - به ابن عبايه درباره‌ى صفات شيعيانش ذكر كرده است ، نديدم و گمان نمىكنم كه كسى بتواند بزرگوارىهايش را بشمرد هر چند كسى او را كمك و پشتوانه باشد ، دائم‌الذكر و صاحب سكوت طولانى و فكر بود ، از خوردنىها و پوشيدنىهاى دنيا و غير آن به كم‌ترين چيزى كه مىتوان زندگى كرد قناعت ورزيده بود ، با زيركى شديدى در به دست آوردن آن ، چون جامع شرايط گرفتن بود ، مواظب هر مستحبى كه از آن تمكن داشت ، بود ، حقوق دقيق برادران را در حدّ توان ادا مىكرد ، شديدترين كسانى بود كه آن‌ها را ديديم از جهت بلاى در بدن و شاكرترين ايشان بود به مراتب شكر بر آن و صابرترين ايشان بود در آن ، ديده نشد كه در چيزى از امور دنيا سخن بگويد مگر بعد از ملاحظه‌ى رجحان زيادى و به بدى كسى در كار و سخنش ، در زندگى يا مردنش ، اشاره نمىكرد و ايشان را جز به نيكى ياد نمىكرد . و اجمالًا وجودش نشانه‌اى از نشانه‌هاى وجود ائمه‌اى بود كه ايشان نشانه‌هاى بزرگ خداوند بودند و عمل و روشش يقيناً اثبات‌كننده‌ى امامت ايشان بود . بدون ترتيب دادن برهان و صغرى و كبرى ، ديدنش به ياد خدا مىانداخت و سخنش علم را زياد مىكرد و عملش به آخرت متمايل مىكرد ، كسى از مجلسش جز به